ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
48
لمعات الهيه (فارسى)
پس بطلان آن ، مشاهد و عيانست ، و اگر مراد اينست كه عين بعضى ماهياتست ، سؤال مىكنم كه آن معنى خود معنى و مفهوم وجود است ، پس برمىگردد به اين كه معنى وجود ماهيتى از ماهياتست و نفس خودش است . مىگويم البته چنين است و چگونه مىشود كه شىء غير نفس خود باشد ، منتهاى مطلب آنست كه بر معنى وجود ماهيت اطلاق كردهاند « و لا مشاحة فى الاصطلاح » و اينكه گفتهاند كه وجود زايد بر ماهياتست ، مراد غير نفس معنى وجود است و يا غير معنى وجود است ؟ مىگويم پس برمىگردد باينكه وجود عين ماهيتى است كه معنى آن ماهيت غير معنى وجود است ، و اين معنى تناقض و غير معقول است . اخذ كن اين دليل را و ترك كن آنچه را كه در اين مقام گفتهاند ، زيرا كه همه آنها از اثبات سلب كلى قاصرند از اينجهت است كه محقق لاهيجى بعد از آنكه تزييف نمودهاند ادله اين مسأله را گفتهاند كه حق اينست كه اصل دعوى بديهى است و اين ادله از جمله منبهات « 1 » و شواهدند ، پس عدم تماميت آنها مضر نيست ، چنان كه تصريح كرده است به او محقق تفتازانى در شرح مقاصد و غير او از ساير محققين . تمام شد ترجمه كلام آن محقق . حق اينست كه اصل مطلب بعد از آنكه ثابت شد كه وجود يك معنى دارد از اوايل بديهياتست و منكرش قايل بتناقض است و يا قايلست بچيزيكه موجب خنده اطفال و صبيان و مورد سخريه و استهزاست و معنى عينيت وجود در واجب الوجود و يا عينيت هرماهيتى با - وجود در خارج معنى ديگر است و بعد از اين كيفيت آن معنى ببسط تمام محقق و مبرهن خواهد شد .
--> ( 1 ) - از ابطال اولويت و ساير لمعات سابقه ، امكان بمعنى تساوى كه منافى بود با ضرورت ذاتيه هنوز ثابت نشده است ، بلى تساوى نسبت كه منافيست با ضرورت ازليه ثابتست ، و مناط و مبنى در استدلال معنى اولست نه دوم ، پس كسى را مىرسد كه بگويد چه ضرر دارد كه اولويتى در ماهيات نسبت بوجود نباشد ، و ماهيات در لا اقتضاى محض باشند ، ليكن وجود عين آن ماهيات يا جزء آنها بود ، چنان كه بنا بر اصالت وجود اقتضائى در حقايق وجوديه نسبت بموجوديت آن حقايق نيست با آنكه وجود در مرتبهء ذوات آنهاست پس امكان بمعنى تساوى چنان كه مناط استدلالست موقوف بابطال مذهب اشعريست . - تدبر كن - على الطهرانى عفى عنه .